یادت نرود انسانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام قولا من رب رحیم"یس"

 

"یا من سبقت رحمته غضبه"ای کسی که رحمت او بر غضبش تقدم دارد!

 حافظ در غزل معروف خود می گوید:

مزرع  سبز  فلک  دیدم  و  داس مه نو

                                                   یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید

                                                   گفت با این همه از سابقه نومید مشو

مقصود حافظ از "سابقه"یا همان سبقت رحمت پروردگار است و ممکن است که مقصود او چیز دیگر باشد که در آیه کریمه"انبیا101"بدان اشاره شده است.

(ان الذین سبقت لهم منا الحسنی اولئک عنها مبعدون)

و در کلام رسول اکرم صلوات الله علیه آمده است که:"جاهدوا انفسکم عن اهوائکم تحلّ قلوبکم الحکمة"

با هوا و هوس های نفسانی مبارزه کنید تا حکمت در دل شما وارد شود.

و قرآن کریم می فرماید:"ولاتکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون"(حشر آیه19)

از آنان مباشید که خدا را فراموش کردند ،پس خدا آنها را از خودشان فراموشانید،آنان همان فاسقان اند(از خود به در رفتگان اند)

"برگرفته از کتاب حکمت و هنر زیبایی در آثار و اندیشه های شهید مطهری به قلم علی تاجدینی"

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1391/11/03ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 
  نوشته شده در  چهارشنبه 1393/09/05ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

عذاب واقع

از جمله آیاتی که پس از نصّ غدیر نازل شده است،این آیه از سوره معارج است:

(سَألَ سائلُ بِعذابٍ وَاقِعٍ ، لِلکافِرِینَ لَیسَ لَهُ دَافِعٌ ، مِنَ اللّهِ ذِی المَعَارِجِ)

(تقاضا کننده ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!این عذاب مخصوص کافران است و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند،از سوی خداوند صاحب فضایل و مواهب)

شیعه به نزول این آیه درباره ی امیر مؤمنان علیه السّلام باور دارد و در کتابهای تفسیر و حدیث برای گروه زیادی از اهل سنّت نیز اثبات شده است.

مرحوم علاّمه رحمة اللّه در الغدیر(29)نفر از علمای اهل سنّت را برشمرده است:از آن  جمله است:

 حافظ ابو عبید هروی متوفّای(224،223)در مکّه

وی در کتاب تفسیر خود"غریب القرآن"روایت کرده است:"آنگاه که رسول خدا صَلّی اللّه علیه و آله آنچه را می باید،تبلیغ کرد و خبر آن در مناطق گوناگون پیچید،جابربن نضربن حارث بن کلده عبدری نزد حضرت آمد و گفت:از جانب خداوند مارا به شهادت بر وحدانیّت خداوند و رسالت خود و نماز و روزه و حجّ و زکات فرمان دادی،و ما پذیرفتیم،ولی به این مقدار بسنده نکردی تا اینکه بازوی پسر عمویت را گرفتی و وی را بر ما برتری بخشیدی و گفتی:"مَن کنتُ مولاه فَعلیٌ مولاه"  

 آیا این گفته از تو است یا از جانب خداوند؟پیامبر(ص)فرمود:"وَالّذی لا اِله إلاّ هو إن هذا من الله"         

(سوگند به خداوند یگانه که این سخن از جانب اوست)

آنگاه جابر به سوی مرکب خود رفت و با خود می گفت:خدایا اگرآنچه محمّد می گوید،حقّ است،پس بر ما از آسمان سنگ ببار یا ما را به عذابی سخت گرفتار کن!

هنوز به مرکب خود نرسیده بود که خداوند سنگی از آسمان بر سرش فرود آورده و از دُبُرش خارج شد و وی را به هلاکت رساند و این آیه را نازل کرد:

(سَألَ سائلُ بِعذابٍ وَاقِعٍ)  "تقاضاکنند ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد."

  نوشته شده در  یکشنبه 1393/07/20ساعت 4 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

 

 

 

 

 

 

 

تا بانگ لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست. و تا مبارزه در هر جاى جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم. ما از مردم بى‏پناه لبنان و فلسطين در مقابل اسرائيل دفاع مى‏كنيم

جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمى شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادى مان ، بـسـيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم ما بايد در صدور انـقـلابـمـان بـه جـهـان كـوشـش كـنـيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمى كنيم كنار بـگـذاريـم زيـرا اسـلام  بـيـن كـشـورهـاى مـسـلمـان فـرقـى قـائل نـمـى بـاشـد و پـشتيبان تمام مستضعفين جهان است . از طرفى ديگر تمام قدرتها و ابرقدرتها كمر به نابودى مان بسته اند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعا با شـكـسـت مواجه خواهيم شد. ما بايد حسابمان را صريحا با قدرت ها و ابرقدرت ها يكسره كـنـيـم و بـه آنـهـا نـشان دهيم كه با تمام گرفتارى هاى مشقت بارى كه داريم ، با جهان بـرخوردى مكتبى نمائيم .

جوانان عزيزم كه چشم اميد من به شماست ! با يك دست قرآن را و بـا دسـت ديـگـر سـلاح را برگيريد و چنان از حيثيت و شرافت خود دفاع كنيد كه قدرت تـفـكـر تـوطـئه عـليه خود را از آنان سلب نمائيد.

 چنان با دوستانتان رحيم باشيد كه از ايـثـار هـر چـه داريـد نـسـبـت بـه آنان كوتاهى ننمائيد. آگاه باشيد كه جهان امروز دنياى مـسـتـضـعـفـيـن اسـت و دير يا زود پيروزى از آنان است و آنان وارثين زمين و حكومت كنندگان خدايند

هـان اى مـسـتـضـعفان جهان ! بر مستكبران آدمخوار بشوريد و حق خود را از آنان بگيريد كه خـداونـد بـا شـمـاسـت و وعـده او تـخـلف نـاپـذيـر اسـت

 كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مـرگ آمـريـكـا را به صدا درآوريم  ما در صدد خشكانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم ، سرمايه دارى و كـمـونـيـزم در جـهـان هـسـتيم ، ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام هـايـى را كـه بـر ايـن سـه پـايـه اسـتـوار گـرديـده انـد نـابـود كـنـيـم و نـظـام اسـلام رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله و سلم را در جهان استكبار ترويج نماييم ، و دير يا زود مـلت هـاى در بـنـد شـاهـد آن خـواهـنـد بـود.

ما مصمم هستيم كه تا آخرين قطره خون خودمان و ملتمان را فداى اسلام كنيم.

امام خمینی رحمۀ الله علیه))                                       

 

  نوشته شده در  دوشنبه 1393/06/31ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

فرازی از دعای حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام:

بارالها!از تو درخواست می کنم،درخواست مسکینی که در امیدش سرگردان شده و پناه و دست آویزی برای رسیدن به تو نمی یابد و جز به وسیله تو و ارکان و مقامات تعطیل ناپذیرت،به تو راه نمی برد.پس از تو به نامی که آن را بر اولیای خاص خود آشکار کردی و بر اثر آن تو را یگانه دانستند و تو را شناختند و به حقیقت خودت تو را پرستیدند،درخواست می کنم که خودت را به من بشناسانی،تا بر اساس حقیقت ایمان به تو،به پروردگاری ات اقرار کنم.

بارالها!مرا از کسانی قرار مده که تنها نام را بی توجه به معنا می پرستند،از نگاه هایت،مرا به آن گوشه چشمی بنگر که با آن قلبم را با آن به معرفت خاص خودت و دوستانت روشن گردانی،که تو بر هر کار توانایی.

  

 

 

   (برگرفته از کتاب طریق محبت رضوان راغبی)

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه 1393/06/29ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

                                       عاقبت زان در برون آید سری

چون نشینی بر سر کوی کسی

                                      عاقبت بینی تو هم روی کسی

چون ز چاهی میکنی هر روز خاک

                                     عاقبت اندر رسی در آب پاک

 

قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:

ادِّبوا اَولادِکُم فی بُطونِ اُمَّهاتِهِم.

قیلَ:وَ کَیفَ ذلِکَ یا رَسُولَ الله؟فَقالَ:

بِاِطعامِهِمُ الحَلالَ.

 

                        "فرزندانتان را در رحم مادرانشان تربیت کنید.

                         عرض شد:این چطور ممکن است،ای رسول خدا؟

                             فرمودند:با خوراندن غذای حلال به مادرانشان."

 

      اللّهمّ صلّی علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

  نوشته شده در  جمعه 1392/03/17ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که در تنها کتاب حضرت زهرا  سلام الله که معروف به مصحف فاطمه است و پیش اهل بیت محفوظ است ،درباره آیات ابتدایی سوره معارج این چنین آمده:

"سأل سائل  بعذابِ واقع للکافرین بولایت علی لیسَ لَه دافع"

ماجرا از این قرار بود  که پس از تبلیغ پیامبر صلّّی الله و شروع مراسم بیعت گیری غدیر خم ،شخصی به نام حارث بن نعمان با اطلاع از ماجرا،خود را در یکی از استراحت گاه های  میان راه به پیامبر رساند و حیوانش را همان نزدیکی بست و خدمت پیامبر صلوات الله علیه آمد و گفت:"محمّد!سه پرسش دارم.حضرت فرمود:بپرس.گفت:این که گفتی شهادت به توحید و رسالتت بدهیم،از پیش خودت بود یا خدایت؟پیامبر فرمود:خداوند دستور داد و جبرئیل هم پیغام آورد و من هم اطاعت کردم و به شما رساندم.

پرسید:این احکامی که آوردی،مثل نماز و روزه و حج چطور؟ این ها هم از سوی خدا بود یا از پیش خودت؟پیامبر پاسخ قبلی اش را دوباره تکرار فرمود.

حارث این بار پرسید:آخرین سوألم این است که این مرد،(یعنی علی) را به همه نشان دادی و به عنوان جانشینت معرفی کردی.این از کجا بود؟پیامبر صلّی الله علیه و آله باز پاسخ خود را تکرار کرد.

حارث سر به آسمان بلند کرد که:"خدایا!اگر محمّد راست می گوید،همین الان شعله آتشی بفرست و مرا بسوزان،سپس به سوی مرکبش به راه افتاد.هنوز به مرکبش نرسیده بود که صاعقه ای از آسمان آمد و او را آتش زد.

پس از این ماجرا،جبرئیل نازل شد و آیه آورد که:

(سأل سائلٌ بِعذَابٍ واقِعٍ للکافِرین لَیسَ لَهُ دَافِعً).

پیامبر صلّی الله به اطرافیانش فرمود:دیدید؟گفتند:آری.فرمود:آیات را شنیدید؟گفتند:آری.فرمود:خوش به حال کسی که ولایت علی را بپذیرد و وای به حال کسی که با او دشمنی ورزد. گویا که شیعیان علی را می بینم که در نهایت کرامت به سوی بهشت برده می شوند و در جوار ربّ العالمین سُکنا می گیرند و ملائکه آنان را خطاب می کنند که:

"سلامٌ عَلیکُم بِما صَبرتُم فَنِعمَ عُقبی الدّّّار".

                                                       (بر گرفته از کتاب با جاری آفتاب اثر مؤلف مجتبی رضایی)

  نوشته شده در  سه شنبه 1392/03/07ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

واویلا واحسینا

                              این الطالب و بدم المقتول بکربلا

 

"انا الّذی اقاتلکم و تقاتلونی،والنّساء ما علیهنّ جناحٌ"

(تا من زنده هستم،متعرض حرم محترم نشوید)

                             

                              الا لعنة الله علی القوم الظّالمین

                                       

             العجل یا امام الرحمه ادرکنی

  نوشته شده در  دوشنبه 1392/02/16ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

همانا کوثر را بر تو ارزانی داشتیم،پس برای پروردگارت نماز گزار و قربانی کن،به درستی که بدخواه تو دنباله بریده است.

آفرینش نوری

امام صادق علیه السلام از پدرانشان از رسول اعظم صلوات الله علیه نقل می کند که می فرمود:

"خُلِقَ نورٌ فاطِمِه عَلَیها السَّلام قَبلَ اَن یُخلَقُ الاَرض و السَّماءُ"

نور فاطمه پیش از خلقت زمین و آسمان آفریده شده است.

برخی عرض کردند:ای پیامبر!پس فاطمه از جنس بشر نیست؟رسول خدا فرمود:"فاطمه حوریه ی بهشتی است".باز پرسیدند:حوری بهشتی یعنی چه؟فرمود:"خدای بزرگ پیش از آن که آدم را بیافریند،فاطمه را از نور خویش آفرید."آنگاه از مکان و غذای او پرسیدند.رسول خدا فرمود:"او در حقّه ای زیر ساق عرش قرار داشت و غذای او تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید(یعنی ذکر سبحان الله،الله اکبر،لا اله الا الله و االحمد لله)بود.

جابر گوید:از امام صادق علیه السلام  پرسیدم:چرا حضرت فاطمه را زهرا نامیدند فرمود:بدین سبب که خدای بزرگ او را از  نور عظمت خویش آفرید.وقتی پرتو افکند،آسمانها و زمین را منوّر کرد و چشم فرشتگان را خیره ساخت.آنان در پیشگاه خدا به سجده افتادند و گفتند:ای خدا و سرور ما این چه نوری است؟خداوند به آنان وحی کرد که این،نوری از نور من است که در آسمان ساکنش کرده ام و آن را از عظمت خویش آفریده ام،او را از درون پیامبری از پیامبرانم بیرون خواهم  ساخت و بر همه ی پیامبران برتری خواهم داد.سپس از این نور امامانی بیرون می آورم که به فرمان من قیام خواهند نمود وبه حق من راهنمایی خواهند کرد و آنان را پس از پایان یافتن وحی جانشینان در زمین قرار خواهم داد.

نزول نور فاطمه سلام الله علیها با معراج نبی اکرم صلوات الله علیه همراه شد،یعنی یکی از دستاوردهای معراج پیامبر خاتم(ص)،آوردن فاطمه از ملکوت به عالم خاک بود که حضرت امام رضا علیه السّلام آن را از قول پیامبر صلی الله چنین بیان می کند:چون به معراج رفتم،جبرائیل دستم را گرفت و داخل بهشت شدیم.آنگاه میوه ای به دستم داد و خوردم،آن میوه تبدیل به نطفه شد.سپس فاطمه از ؟آن به وجود آمد.بنابر این فاطمه حوری انسانی است و من هر گاه مشتاق  شمیم بهشت می شوم،فاطمه را می بویم.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

دخترم فاطمه،سرور زنان جهان است،از نخستین تا آخرین.هر گاه در محراب عبادت در برابر پروردگارش می ایستد،نور او برای فرشتگان آسمان پرتو افکن می شود همان طور که نور ستارگان برای اهل زمین آشکار می شود.در آن لحظه خداوند به فرشتگانس می فرماید:ای فرشته های من،به بنده ام فاطمه بنگرید،او سرور بندگان(زنان)است، در پیشگاه من  ایستاده و اندامش از ترس من می لرزد.او با تمام وجود به پرستش من روی آورده است.شما را گواه می گیرم که شیعیان او را از دوزخ ایمن گردانم.

زیبایی معنوی زن

آنچه بیش از زیبایی حسی و ظاهری مورد اهمیت است زیبایی معنوی زن است و جمالی که در هستی انسانی او ظهور می کند.در این مرحله زیبایی زن موظف است نفسش را زینت دهد و به مکارم اخلاق الهی بیاراید.برای این که نفس مزیّن به جمال الهی شود،ابتدا درک و آگاهی صحیح از خدا لازم است درکی که از طریق پیامبران(ص)به ما رسیده است.

حضرت خدیجه سلام الله علیها آن زن ثروتمند قریش در سیر الی الله  و پیدا کردن جمال باطنی در شعاع ارادی به مقامی نایل می شود که حضرت جبرئیل(ع)بر پیامبر اسلام(ص)نازل شده و سلام خدا را توسط پیامبر(ص)به حضرت خدیجه(س)می رساند.

امام صادق علیه السّلام می فرماید:المرأة الصّالِحَه خیراً اَلفَ رَجُلٍ غَیرَ صالِحاً. یک زن صالح از هزار مرد غیر صالح برتر است.

امام خمینی رحمةالله علیه در مورد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چنین بیان داشت:"که تمام ابعادی که برای یک انسان و یک زن متصور است در فاطمه زهرا سلام الله جلوه کرده است.یک زن روحانی و ملکوتی و تمام حقیقت زن،تمام حقیقت انسان،نسخه ی انسانیت.موجود ملکوتی که در عالم به صورت انسان ظاهر شده و موجودی الهی و جبروتی که به صورت یک زن پدیدار گشته است. انسان موجودی متحرک است،حرکت او از نازل ترین مرتبه ی طبیعت تا مرتبه ی غیب و فنای در الوهیت،برای صدیقه طاهره سلام الله علیها همه این معانی حاصل است.حرکت معنوی اش را از مرتبه ی طبیعت،شروع کرده و به آن مرتبه ای رسیده که دست همگان از آن کوتاه گردیده است .

تمام معنویات،جمیع جلوه های ملکوتی،جلوه های الهی،جلوه های جبروتی،جلوه های ملکی و ناسوتی همه و همه در این موجود جمع گشته ،انسانی به تمام معنا انسان،زنی به تمام معنا زن.

عنایات ویژه حق به زن

از در اسلام ارزش و شخصیت زن به پاکی،دانش،تقوا و عفت اوست.همانگونه که حضرت زهرا سلام الله علیها قیمت و اعتبار زن را در این می داند که در مقابل نامحرمان خودنمایی نکند و وجود مبارک خویش را حتی از نگاه درون  مرد نابینایی حفظ  و مستور داشته و در جواب سخن پدر بزرگوارش می فرماید :درست است که مرد نابینا مرا با چشم سر نمی تواند  ببیند ولی بوی مرا استشمام می کند"

بنابر این زن که موجودی لطیف و زیباست می تواند با تقویت نمودن امور مذهبی و معنوی به مقامات بلند عرفانی دست یابد و انسانی کامل شود و آیت کبرای حق گردد.

و از جهتی زنان نسبت به مردان بیشتر از سلامت دل برخوردارند.خداوند سبحان بعضی از مردها را مریض القلب معرفی می کند ولی نامی از مرض قلب زن نیست.وخداوند در راه تهذیب نفس،زن را مسلّح تر از مردها آفریده است.و خدا اسلحه جهاد اکبر را به زن ها بیش از مردها داده منتها این را باید به جا مصرف کنند.

عنایت دیگری که خداوند نسبت به زن دارد این است که دستور داده زن با سر انگشتانش تسبیح بگوید.یعنی گذشته از این که تسبیح گفتن با تربت سیدالشهدا حضرت حسین بن علی علیه السّلام فضیلت فراوانی دارد،در قیامت مسؤل واقع خواهند شد این یک عنایتی از سوی خداوند نسبت به زن است تا انگشت او نیز عبادت کند و متوجه باشد با این دستی که تسبیح گفته معصیت نکند و چنین دستوری برای مرد نیامده است.

مسئله دیگر این است که ذات اقدس حق زن را شش سال قبل از مرد مورد عنایت خود قرار داده و تکلیف بر گردن او نهاده زن باید موقعیت خود را درک کند.دین،زن را زودتر از مرد به حضور می پذیرد زیرا او ریحانه است و این گل باید به دست باغبان باشد و باغبان این گل فقط قرآن و عترت و ذات اقدس الله است.

   (تمام مطالب فوق برگرفته از کتاب  مجموعه مقالات کنکره بین المللی فاطمه شناسی استان مرکزی1378)

  نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/10ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

"لو لم اخلق علیا(ع)لما کان لفاطمة(س)ابنتک کفوٌ علی وجه الارض آدم فمن دونه"(بحارالانوار92:43)

اگر علی  علیه السّلام را خلق نکرده بودم،برای فاطمه سلام الله علیها،دخترت در روی زمین همتایی وجود نداشت از آدم ابوالبشر و غیر او.

تحلیل حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله راجع به سیّده زنان عالم(سلام الله علیها):

یکی از روایاتی که از طریق شیعه و سنی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در شأن دختر بزرگوارش فاطمه مرضیه سلام الله علیها وارد شده است حدیث معروف:

"فاطمة بضعةٌ منّی فمن آذاها فمن آذانی"فاطمه پاره تن من است،پس هر که او را بیازارد گویا مرا آزرده است.

عارف تبریزی با ذکر این روایت شریف و سلّم دانستن آن از ناحیه مبارک رسول گرامی اسلام سلام الله بیان می دارد که آن حضرت در یکی از روزهای پایانی عمر شریفش که خلیفه اول و دوم جهت عیادت وی به دیدارش شتافته بودند از آنان اقرار گرفت که پیامبر صلوات الله علیه در زمان حیات مبارکش چنین گفته ای را در حق فاطمه سلام الله علیها بیان کرده است و بدین ترتیب از این  که بعدها این روایت مورد تکذیب کسانی که آن را منافی منافعشان می دانستند واقع شود جلوگیری نمود و سپس فرمود:"اللهمّ اشهد انهما اذینی"

یعنی با بیانی صریح از این که پس از رحلت پدر بزرگوارش مورد آزار بعضی از امت وی قرار گرفته شکایت می کند تا مصادیق حدیث شریف نبوی را نمایانده باشد و این گونه در بستر بیماری نیز از ادای وظیفه الهی خویش که تبلیغ و حفظ دین والدش است غافل نیست.

از دیدگاه عارف تبریزی حتی وصیت آن حضرت به مولا علی علیه السّلام که محل دفن و مزارش را از آنان پنهان دارد و شبانه به غسل و کفن او بپردازد نیز باری عقیدتی و سیاسی فراوانی دارد ،چرا که آیندگان باید از حوادث واقع بر آن حضرت راه درست را از راه های نادرستی که پس از رسول الله باب شد بازشناسند و فاطمه ملاک آن است.

عالم بزرگ تبریزی در تحلیل بیشتر این موضوع و تأکید بر صحّت گزارشش سوگند به جان خویش می خورد که این وصیت صدیقه طاهره سلام الله علیها جهادی بزرگ در یاری دین حق است تا آشکار کند که راه علی و فاطمه بر حق است و دیگر طریقه ها بر باطلند.

وی عقیده دارد که در طول تاریخ مسلما برای بسیاری از مردم این سوأل پیش می آید که چرا قبر شریف دختر رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم که از هر کسی به پیامبر نزدیکتر بود مخفی است و پاسخ شنود که وی خود خواسته  زیا مایل نبوده که افرادی از امت پدرش که او را آزرده بودند بر تشییع و دفن او حاضر شوند ،درمی یابد که چگونه بلافاصله پس از مرگ رسول خدا این گونه از طریق وی انحراف حاصل می شود به حدی که آسایش از فرزند دلبندش نیز سلب می گردد.

از نظر عارف تبریزی رفتارهای معترضانه حضرت زهرا سلام الله علیها می تواند تفسیری عملی از آیه شریفه"ذی القربی" باشد.مگر نه این که خدای تعالی در آیه23سوره شورا می فرماید:"قل لا اسألکم علیه اجراً الاّالمودّة فی القربی".

واثر این درخواست پیامبر اکرم نیز طبق آیه47سوره سبأ"قبل ما سألتکم من اجرٍ فهو لکم"به خود آنها باز می گردد.

صاحب قرابت کسانی هستند که با پیامبر اکرم صلوات الله علیه نسبت خویشاوندی نزدیک دارند و حضرت زهرا سلام الله علیها از مصادیق بارز آن  است که پیامبر اسلام(ص)دوستی و مهربانی با آنان را اجر رسالت خود دانسته است.

از دیدگاه علامه تبریزی رفتارهای واپسین دخت گرامی رسول الله آموزه های بسیاری دارد که از آن جمله است:

هر کس در پاداش رسالت نبی مکّرم اسلام سستی ورزد شایسته جایگزینی او نیست چرا که اگر کسی حق رسول خدا را بر نزدیکان وی رعایت نکند چگونه درباره دوردستان آن را پاس خواهد داشت؟

آن که بر دختر او ناروا دارد چگونه بر امت وی داد خواهد نمود؟

خصوصا این که این فرزند،شخصی عادی مانند سایر فرزندان رسول الله نیست،بلکه به گواهی همه مفسران شیعی و سنی  مذهب آیه تطهیر در شأن وی و فرزندان او نازل شده است و از مصادیق مهم اهل بیت صلوات الله علیها محسوب می شود.

بدین ترتیب آنان که بر آزردن و رنجاندن کسی که خدا به طهارت وی گواهی داده  و دوستی با او را فریضه شمرده است اقدام کرده اند ،چگونه می توانند بر این اعمال خود عذر و بهانه ای موجه بیاورند.

عارف تبریزی در پایان این تحلیل  چنین رهنمود می دهد که:

شگفتا!شگفتا!باید زار زار گریست بر این فاجعه فجیع و مصیبت بزرگی که بر عزیز پیامبر صلّی الله روا داشتند،حقش را غصب کردند،میراث پدرش را از او باز داشتند،مهریه اش را غصب کردند،بر صورتش سیلی نواختند،کودکش را سقط کردند و برای به آتش کشیدن درب خانه او( که فرودگاه فرشتگان مقرّب بود و ساکنان عالم قدسی برای ورود بدانجا دیرگاهی در صف انتظار می ایستادند)آتش طلبیدند و،باید از غصو و اندوه بی قرار و نالان شد.

آری شیعیان را سزا است که در این روز هر چه می توانند به اقامه عزا و اظهار اندوه و خواندن زیارت و دعا بپردازند و بکوشند تا از این راه رسول الله و خدای او را خرسند سازند تا اندکی از حق آن بزرگواران را بجای آورند.

سپس عارف تبریزی اشعاری را منسوب به مولای متقیان علی علیه السلام است و در فراق صدیقه مرضیه سلام الله علیها سروده،ذکر می کند تا عمق فاجعه شهادت بانوی اسلام روشن گردد:

نفسی علی زفراتها محبوسه

                     یا لیتها خرجت مع الزفرات

                                         لاخیر بعدک فی الحیاة و انّما

                                                              ابکی مخافه ان تطول حیاتی

"ای کاش جان به تنگنا افتاده ام همراه با ناله هایم بیرون می آمد،

زیرا پس از تو دیگر زندگی را خیری نیست،

و گریه ام از آن است که می ترسم زندگی من بعد از تو طولانی شود."

این ابراز حزن و اندوه از جانب همسری عالم و عامل که امام عصر خویش است نه یک اندوهی مادی و صرف است،بلکه متکی بر دنیایی تحلیل و تفسیر از یادگار پیامبر اکرم صلی الله است و در واقع علی علیه السّلام می داند که چه دردانه ای را در خاک می نهد و جهانی از فیض برکت وجودی اش محروم می ماند:

وان افتقادی فاطماًبعد احمد

دلیل علی ان لایدوم خلیل

وکیف هناک العیش من بعد فقدهم

لعمرک شیئی ما الیه سبیل

یرید الفتی ان لایموت خلیله

و لیس الی ما یبتغیه سبیل

"این که پس از پیامبر،فاطمه را از دست داده ام       

خود دلیل آن است که دوستان باقی نمی مانند

زندگی پس از آنها دیگر چه معنایی خواهد داشت

به جان دوست سوگند که دیگر آنها را از دست داده ایم

آدمی دوست دارد که دوستانش هرگز از دست نروند

اما افسوس که چنین امیدی هیچ گاه به بار نمی نشیند."

و فرمایش مولای متقیان علی علیه السّلام به هنگام دفن حضرت زهرا سلام الله علیها:

"السّلام علیک یا رسول الله عنّی و عن ابنتک النازلة فی جوارک و السّریعه اللّحاقٍ بک"

ای رسول خدا از جانب من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده  و با شتاب به تو ملحق شده سلام

 

                                                                       (برگرفته از مقاله دکتر محمدرضا بندرچی)

 

  نوشته شده در  شنبه 1392/01/24ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM