یادت نرود انسانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام قولا من رب رحیم"یس"

 

"یا من سبقت رحمته غضبه"ای کسی که رحمت او بر غضبش تقدم دارد!

 حافظ در غزل معروف خود می گوید:

مزرع  سبز  فلک  دیدم  و  داس مه نو

                                                   یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید

                                                   گفت با این همه از سابقه نومید مشو

مقصود حافظ از "سابقه"یا همان سبقت رحمت پروردگار است و ممکن است که مقصود او چیز دیگر باشد که در آیه کریمه"انبیا101"بدان اشاره شده است.

(ان الذین سبقت لهم منا الحسنی اولئک عنها مبعدون)

و در کلام رسول اکرم صلوات الله علیه آمده است که:"جاهدوا انفسکم عن اهوائکم تحلّ قلوبکم الحکمة"

با هوا و هوس های نفسانی مبارزه کنید تا حکمت در دل شما وارد شود.

و قرآن کریم می فرماید:"ولاتکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون"(حشر آیه19)

از آنان مباشید که خدا را فراموش کردند ،پس خدا آنها را از خودشان فراموشانید،آنان همان فاسقان اند(از خود به در رفتگان اند)

"برگرفته از کتاب حکمت و هنر زیبایی در آثار و اندیشه های شهید مطهری به قلم علی تاجدینی"

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1391/11/03ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

بسم ربّ الشّهداء والصّدیقین

 امام علی علیه السّلام می فرماید:

شهادت دری است از درهای بهشت که خداوند آنرا بروی بندگان خاص خود گشوده است.

ستاره ی کوی مهرحکایت شیدایی وفرزانگی برنادلیری است ازدلیرمردان هشت سال دفاع سراسرمقدسازدیاربزرگان تاریخ,استان مرکزی,

سردارشهیدکاوه نبیری.

که درپی کشف حقیقت رفته,وآن رایافته وبه آن پیوسته است.واگرمانیزدرپی حقیقت هستیم بایدبه پهنای آسمان نگریسته واین ستارگان رانشان راه سازیم .وحقیقتابه فرموده رهبرفرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای مدظله العالی:" بااین ستاره ها نیزمی شودراه راپیداکرد." 

وچه زیبا شهیدآوینی گفته است:(هر شهید کربلایی دارد ،که خاک آن کربلا تشنه خون اوست،و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا رسد و آنگاه،خون شهید جاذبه خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن،به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد.) 

شلمچه قتلگاه شهداست

                      به هوش باش کجا قدم می گذاری...

برادرم 

             سالروز

                         شهادتت

                                          مبارک

 واژه ی شهادت: از ریشه »شَهِد «به معنای حضور، مشاهده، معاینه ی ادراک ،گواهی و خبر قاطع است.

(فَمنْ شَهِد منْکُم الشَّهرَ فَلْیصمه... بقره 185) ( ابن منظور، 1414 ق،ج 3ص 243 )
شهید به کسی گفته می شود که ناظر و شاهد بر اشیاء است . به عبارت دیگر شهید کسی است که شخصی یا چیزی را مشاهده می کند و هم برای کسی یا چیزی و هم علیه آن شهادت می دهد. (راغب اصفهانی، 1375ص268 ) و به عبارتی دیگر؛
شهید کسی است که درگواهی دادن امین است. دراین معنا بیشتربه صورت مشاهده استفاده می شود، شهید کسی است که در راه خدا کشته شده است ( الحسینی الزبیدی ، 1385 ،ج 8ص261)
در برخی از آیات قرآن کریم ، کلمه شهید به معنی» یعنی کشته شده ی در راه خدا است .

مانند:( و من یطعِ اللَّه و الرَّسولَ فَأُولَئک مع الَّذینَ أَنْعم اللَّه علَیهِم منَ النَّبِینَ و الصدیقین و الشهَداء و الصالحینَ و حسنَ أُولَئک رفیقًا " (نساء/69)
بنابراین معنای واژه ی شهید ، از معنای کشته شده ی در راه خدا فراتر می رود و هر کسی که به مقام شهود حقیقت می رسد و به یگانگی و حقّانیت خداوند شهادت می دهد . شهید است اگر چه در جهاد کشته نشود و با مرگ طبیعی از دنیا برود (کرمانی، 1381 ص12)

ابن مسعود از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که خداوند به ارواح شهیدان احد خطاب کرد و از آنها پرسید: چه آرزویی دارید؟ آنها گفتند: پروردگارا! ما بالاتر از این چه آرزویی می توانیم داشته باشیم که غرق نعمتهای جاویدان توایم و در سایه عرش تو مسکن داریم ، تنها تقاضای ما این است که بار دیگر به جهان برگردیم و مجدداً در راه تو شهید شویم، خداوند فرمود: فرمان تخلّف ناپذیر من این است که کسی دوباره به دنیا بازنگردد ، عرض کردند: حالا که چنین است تقاضای ما این است که سلام ما را به پیامبر(ص) برسانی و به بازماندگان مان ، حال ما را بگویی و از وضع ما به آن ها بشارت دهی که هیچ گونه نگران نباشند در این هنگام آیات ذیل نازل شد.

"و لا تَحسبنَّ الَّذینَ قُتلُوا فی سبِیلِ اللَّه أَمواتاً بلْ أَحیاء عنْد ربهِم یرْزقُونَ فَرِحینَ بِما آتاهم اللَّه منْ فَضْله و یستَبشرُونَ بِالَّذینَ لَم یلْحقُوا بِهِم منْ خَلْفهِم أَلاَّ خَوف علَیهِم و لا هم یحزَنُونَ * یستَبشرُونَ بِنعمةٍ منَ اللَّه و فَضْلٍ و أَنَّ اللَّه لا یضیع أَجرَ الْمؤْمنینَ "

(سیوطی، 1404 ه،ج96:2)

منبع : ( مجموعه مقالات همایش ملی ایثار و شهادت ، " آسیب ها و عوامل ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در اسلام، سید علی اکبر ربیع نتاج" انتشارات دانشگاه.)

راوی:سردار شهید  کریم آنجفی همرزم شهید کاوه نبیری

خاکریزاول را خیلی سریع فتح کردیم ولی دشمن در خاکریز دوم خیلی خوب مقاومت می کرد تا بچه ها زمینگیر شدند دراین حال کاوه آرپی جی به دست گرفت وشروع به زدن کرد.این کار چنان تاثیری در خط گذاشت که تمام بچه ها شروع به جنگیدن وپیشروی نمودند ودشمن را تا ساحل شرقی دجله تعقیب کردند وهرکس زنده مانده بودمجبوربودبه اسارت بیاید در روز دوم به علت فشارسنگین دشمن سمت چپ وگوش چپ کاوه مجروح شدکه با اصرار زیاد او راعقب فرستادیم ولی با کمال تعجب یکساعت بعد دیدیم او برگشته وگوش راستش نیز مورد هدف قرار گرفت واین بار خونریزی اش بسیار زیاد بود بازهم حاضرنبود به عقب برود وبه قول خودش بچه ها را تنها بگذارد.

 

 یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1393/10/21ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

نقش وحدت در حکومت اسلامی

در تعالیم دینی و متون منابع مختلف اسلامی، کلمات و اصطلاحاتی مانندِ: امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامی، برادری دینی، وحدت اسلامی، اتحاد اسلامی، دارالاسلام و ... به کار رفته است که این مفاهیم به طور مستقیم بر اهمیت و جایگاه و نقش برجسته وحدت در جامعه اسلامی دلالت دارند. قرآن کریم با توصیه به اعتصام به حبل الله و نهی از تفرقه، به الفت و برادری و مودت میان دو طایفه اوس و خزرج و از بین رفتن عداوت و کینه دیرینه در سایه نعمت اسلام که مبنای اتحاد و همبستگی آنهاست، اشاره می‌کند و می‌فرماید:

(اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلّفَ بَینَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا.)[29]

قرآن در جای دیگر، مسلمانان را به وحدت در پیروی از خدا و پیامبرش دستور می‌دهد و از تنازع و مشاجره جهت پیشگیری از سستی و زبونی و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صریح نهی می‌کند و می‌فرماید:

(وَ أَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ).[30]

پیامبر گرامی اسلام با تکیه بر مبانی اتحاد اسلامی، مدینه فاضله‌ای سرشار از عشق، صمیمیت، برادری، ایثار و تمامی فضایل انسانی ساخت که هنوز بشر در حسرت و آرزوی تحقق دوباره چنین جامعه‌ای به سر می‌برد.

پیامبر اکرم(ص)، ذلت و زبونی پس از عزت و سربلندی و در پی آن، ضعف و سستی هر ملتی را نشأت گرفته از تفرقه‌ای می‌داند که ریشه در خصومت و دشمنی دارد. از این رو، ایجاد الفت و پرهیز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب می‌داند و می‌فرماید: «ما ذلّ قوم بعد العزّ حتی ضعفوا، و ما ضعفوا حتی تفرّقوا، و ما تفرّقوا حتی تباغضوا ... الواجب علی اولیائنا معاودة الائتلاف و رفض الاختلاف».

بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علی(ع)

در فرازی از خطبه قاصعه به علل پیروزی و شکست و عزت و ذلت  گذشتگان می‌پردازد و می‌فرماید: «پس آن گاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می‌کنید، عهده‌دار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد و نعمت‌های فراوان را در اختیارشان گذاشت و کرامت و شخصیت به آنان بخشید، که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند و بر وحدت و همدلی همت گماشتند و یکدیگر را به وحدت واداشتند و به آن سفارش کردند و از کارهایی که پشت آنها را شکست، و قدرت آنها را در هم کوبید چون: کینه‌توزی با یکدیگر، پر کردن دل‌ها از بخل و حسد، به یکدیگر پشت کردن و از هم بریدن و دست از یاری هم کشیدن، بپرهیزید».

 

 

  نوشته شده در  جمعه 1393/10/12ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 
بسیج مدرسه ی عشق است...یادت ای پیر گرفتار لب یار بخیر

 چقدر

          چفیه ها

                        خونی شد

                                     تا چادری خاکی نشود...

حجت السلام ماندگاری می گوید به مقام معظم رهبری  گفتم:

فلسفه چفیه شما چیست؟

فرمودند:دوستان اگر می دانستند که دشمن چگونه آماده شده است، برای  زمین زدن نظام و اسلام،هیچگاه حالت رزم را از خودشان دور نمی کردند!

 

 

عراقی ها گشته بودند..پیدایش کرده بودند

آورده بودندش جلوی دوربین برای مصاحبه

صورت بدون مویش،صدای بچه گانه ش،همه چیز جور بود

پرسید:قبل از جنگ چه کار میکردی؟

گفت:درس میخوندم

پرسید:کی تو رو به زور فرستاده جبهه؟

گفت:نمی آوردنم،به زور اومدم،با گریه و التماس

پرسید:اگر صدام آزادت کنه چیکار میکنی؟

گفت: "ما رهبر داریم هر چی رهبرمون بگه "

فقط همین دو تا سوال را پرسیده بودند که یک نفر گفت: کات

                                                             منبع:کتاب آسمان مال آن هاست

 

 

 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 1393/09/05ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

عذاب واقع

از جمله آیاتی که پس از نصّ غدیر نازل شده است،این آیه از سوره معارج است:

(سَألَ سائلُ بِعذابٍ وَاقِعٍ ، لِلکافِرِینَ لَیسَ لَهُ دَافِعٌ ، مِنَ اللّهِ ذِی المَعَارِجِ)

(تقاضا کننده ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!این عذاب مخصوص کافران است و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند،از سوی خداوند صاحب فضایل و مواهب)

شیعه به نزول این آیه درباره ی امیر مؤمنان علیه السّلام باور دارد و در کتابهای تفسیر و حدیث برای گروه زیادی از اهل سنّت نیز اثبات شده است.

مرحوم علاّمه رحمة اللّه در الغدیر(29)نفر از علمای اهل سنّت را برشمرده است:از آن  جمله است:

 حافظ ابو عبید هروی متوفّای(224،223)در مکّه

وی در کتاب تفسیر خود"غریب القرآن"روایت کرده است:"آنگاه که رسول خدا صَلّی اللّه علیه و آله آنچه را می باید،تبلیغ کرد و خبر آن در مناطق گوناگون پیچید،جابربن نضربن حارث بن کلده عبدری نزد حضرت آمد و گفت:از جانب خداوند مارا به شهادت بر وحدانیّت خداوند و رسالت خود و نماز و روزه و حجّ و زکات فرمان دادی،و ما پذیرفتیم،ولی به این مقدار بسنده نکردی تا اینکه بازوی پسر عمویت را گرفتی و وی را بر ما برتری بخشیدی و گفتی:"مَن کنتُ مولاه فَعلیٌ مولاه"  

 آیا این گفته از تو است یا از جانب خداوند؟پیامبر(ص)فرمود:"وَالّذی لا اِله إلاّ هو إن هذا من الله"         

(سوگند به خداوند یگانه که این سخن از جانب اوست)

آنگاه جابر به سوی مرکب خود رفت و با خود می گفت:خدایا اگرآنچه محمّد می گوید،حقّ است،پس بر ما از آسمان سنگ ببار یا ما را به عذابی سخت گرفتار کن!

هنوز به مرکب خود نرسیده بود که خداوند سنگی از آسمان بر سرش فرود آورده و از دُبُرش خارج شد و وی را به هلاکت رساند و این آیه را نازل کرد:

(سَألَ سائلُ بِعذابٍ وَاقِعٍ)  "تقاضاکنند ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد."

  نوشته شده در  یکشنبه 1393/07/20ساعت 4 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

 

 

 

 

 

 

 

تا بانگ لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست. و تا مبارزه در هر جاى جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم. ما از مردم بى‏پناه لبنان و فلسطين در مقابل اسرائيل دفاع مى‏كنيم

جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمى شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادى مان ، بـسـيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم ما بايد در صدور انـقـلابـمـان بـه جـهـان كـوشـش كـنـيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمى كنيم كنار بـگـذاريـم زيـرا اسـلام  بـيـن كـشـورهـاى مـسـلمـان فـرقـى قـائل نـمـى بـاشـد و پـشتيبان تمام مستضعفين جهان است . از طرفى ديگر تمام قدرتها و ابرقدرتها كمر به نابودى مان بسته اند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعا با شـكـسـت مواجه خواهيم شد. ما بايد حسابمان را صريحا با قدرت ها و ابرقدرت ها يكسره كـنـيـم و بـه آنـهـا نـشان دهيم كه با تمام گرفتارى هاى مشقت بارى كه داريم ، با جهان بـرخوردى مكتبى نمائيم .

جوانان عزيزم كه چشم اميد من به شماست ! با يك دست قرآن را و بـا دسـت ديـگـر سـلاح را برگيريد و چنان از حيثيت و شرافت خود دفاع كنيد كه قدرت تـفـكـر تـوطـئه عـليه خود را از آنان سلب نمائيد.

 چنان با دوستانتان رحيم باشيد كه از ايـثـار هـر چـه داريـد نـسـبـت بـه آنان كوتاهى ننمائيد. آگاه باشيد كه جهان امروز دنياى مـسـتـضـعـفـيـن اسـت و دير يا زود پيروزى از آنان است و آنان وارثين زمين و حكومت كنندگان خدايند

هـان اى مـسـتـضـعفان جهان ! بر مستكبران آدمخوار بشوريد و حق خود را از آنان بگيريد كه خـداونـد بـا شـمـاسـت و وعـده او تـخـلف نـاپـذيـر اسـت

 كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مـرگ آمـريـكـا را به صدا درآوريم  ما در صدد خشكانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم ، سرمايه دارى و كـمـونـيـزم در جـهـان هـسـتيم ، ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام هـايـى را كـه بـر ايـن سـه پـايـه اسـتـوار گـرديـده انـد نـابـود كـنـيـم و نـظـام اسـلام رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله و سلم را در جهان استكبار ترويج نماييم ، و دير يا زود مـلت هـاى در بـنـد شـاهـد آن خـواهـنـد بـود.

ما مصمم هستيم كه تا آخرين قطره خون خودمان و ملتمان را فداى اسلام كنيم.

امام خمینی رحمۀ الله علیه))                                       

 

  نوشته شده در  دوشنبه 1393/06/31ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

فرازی از دعای حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام:

بارالها!از تو درخواست می کنم،درخواست مسکینی که در امیدش سرگردان شده و پناه و دست آویزی برای رسیدن به تو نمی یابد و جز به وسیله تو و ارکان و مقامات تعطیل ناپذیرت،به تو راه نمی برد.پس از تو به نامی که آن را بر اولیای خاص خود آشکار کردی و بر اثر آن تو را یگانه دانستند و تو را شناختند و به حقیقت خودت تو را پرستیدند،درخواست می کنم که خودت را به من بشناسانی،تا بر اساس حقیقت ایمان به تو،به پروردگاری ات اقرار کنم.

بارالها!مرا از کسانی قرار مده که تنها نام را بی توجه به معنا می پرستند،از نگاه هایت،مرا به آن گوشه چشمی بنگر که با آن قلبم را با آن به معرفت خاص خودت و دوستانت روشن گردانی،که تو بر هر کار توانایی.

  

 

 

   (برگرفته از کتاب طریق محبت رضوان راغبی)

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه 1393/06/29ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مظلومه  | 

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

                                       عاقبت زان در برون آید سری

چون نشینی بر سر کوی کسی

                                      عاقبت بینی تو هم روی کسی

چون ز چاهی میکنی هر روز خاک

                                     عاقبت اندر رسی در آب پاک

 

قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:

ادِّبوا اَولادِکُم فی بُطونِ اُمَّهاتِهِم.

قیلَ:وَ کَیفَ ذلِکَ یا رَسُولَ الله؟فَقالَ:

بِاِطعامِهِمُ الحَلالَ.

 

                        "فرزندانتان را در رحم مادرانشان تربیت کنید.

                         عرض شد:این چطور ممکن است،ای رسول خدا؟

                             فرمودند:با خوراندن غذای حلال به مادرانشان."

 

      اللّهمّ صلّی علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

  نوشته شده در  جمعه 1392/03/17ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که در تنها کتاب حضرت زهرا  سلام الله که معروف به مصحف فاطمه است و پیش اهل بیت محفوظ است ،درباره آیات ابتدایی سوره معارج این چنین آمده:

"سأل سائل  بعذابِ واقع للکافرین بولایت علی لیسَ لَه دافع"

ماجرا از این قرار بود  که پس از تبلیغ پیامبر صلّّی الله و شروع مراسم بیعت گیری غدیر خم ،شخصی به نام حارث بن نعمان با اطلاع از ماجرا،خود را در یکی از استراحت گاه های  میان راه به پیامبر رساند و حیوانش را همان نزدیکی بست و خدمت پیامبر صلوات الله علیه آمد و گفت:"محمّد!سه پرسش دارم.حضرت فرمود:بپرس.گفت:این که گفتی شهادت به توحید و رسالتت بدهیم،از پیش خودت بود یا خدایت؟پیامبر فرمود:خداوند دستور داد و جبرئیل هم پیغام آورد و من هم اطاعت کردم و به شما رساندم.

پرسید:این احکامی که آوردی،مثل نماز و روزه و حج چطور؟ این ها هم از سوی خدا بود یا از پیش خودت؟پیامبر پاسخ قبلی اش را دوباره تکرار فرمود.

حارث این بار پرسید:آخرین سوألم این است که این مرد،(یعنی علی) را به همه نشان دادی و به عنوان جانشینت معرفی کردی.این از کجا بود؟پیامبر صلّی الله علیه و آله باز پاسخ خود را تکرار کرد.

حارث سر به آسمان بلند کرد که:"خدایا!اگر محمّد راست می گوید،همین الان شعله آتشی بفرست و مرا بسوزان،سپس به سوی مرکبش به راه افتاد.هنوز به مرکبش نرسیده بود که صاعقه ای از آسمان آمد و او را آتش زد.

پس از این ماجرا،جبرئیل نازل شد و آیه آورد که:

(سأل سائلٌ بِعذَابٍ واقِعٍ للکافِرین لَیسَ لَهُ دَافِعً).

پیامبر صلّی الله به اطرافیانش فرمود:دیدید؟گفتند:آری.فرمود:آیات را شنیدید؟گفتند:آری.فرمود:خوش به حال کسی که ولایت علی را بپذیرد و وای به حال کسی که با او دشمنی ورزد. گویا که شیعیان علی را می بینم که در نهایت کرامت به سوی بهشت برده می شوند و در جوار ربّ العالمین سُکنا می گیرند و ملائکه آنان را خطاب می کنند که:

"سلامٌ عَلیکُم بِما صَبرتُم فَنِعمَ عُقبی الدّّّار".

                                                       (بر گرفته از کتاب با جاری آفتاب اثر مؤلف مجتبی رضایی)

  نوشته شده در  سه شنبه 1392/03/07ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 

واویلا واحسینا

                              این الطالب و بدم المقتول بکربلا

 

"انا الّذی اقاتلکم و تقاتلونی،والنّساء ما علیهنّ جناحٌ"

(تا من زنده هستم،متعرض حرم محترم نشوید)

                             

                              الا لعنة الله علی القوم الظّالمین

                                       

             العجل یا امام الرحمه ادرکنی

  نوشته شده در  دوشنبه 1392/02/16ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مظلومه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM